بیمارستان در بستر تاریخ

جلال عبدی-سوپروایزر آموزشی بیمارستان ولیعصر(عج)رزن

بیمارستان همانند حرفه پزشکی  دارای تاریخچه طولانی است. اما در عین حال از نظر درمان بیماریها و ارائه خدمات  جنبی نظیر آموزش مداوم پزشکی  و انجام تحقیقات علمی قدمت چندانی ندارد.  حتی تا ابتدای قرن بیستم در بسیاری از نقاط دنیا بیمارستان در مرتبه اول   یک سازمان خیریه بود و در عین حال مرکزی برای نگهداری فقرا،سالخوردگان،آوارگان،معلولین و افراد مشابه.کلمه بیمارستان  در کاربرد کنونی  با مفهومی که این لغت در گذشته داشته است تفاوت بسیار دارد. دراغلب کشورهای  اروپایی  بیمارستانهای  اولیه مکانهایی برای نگهداری از فقرا ،معلولین ،زائرین و غیره بودند. در فرانسه  در ابتدا بیمارستانها  را "مهمانخانه خدا"(Hotel Dieu)می نامیدند و کلمه ای که امروزه  در زبانهای انگلیسی(Hospital)وفرانسه(Hopital)بیمارستان نامیده می شود از میهمان نوازی گرفته شده است. تا قبل از میلاد مسیح  بیمارستان به شکلی که  در قرن پنجم میلادی مشاهده شد وجود نداشت و مراقبت از  بیماران و معلولین بصورت خصوصی انجام می گرفت.در قرون وسطی(500 تا 1500 پس از میلاد) در حالیکه اروپائی ها  در دوران سیاه بسرمی بردند اعراب در بقیه نقاط متمدن جهان به پیش می رفتند. عربها کتابهای پزشکی یونانی-رومی را  به عربی ترجمه و در حفظ دانش باستانی  کمک کردند. آنها در بغداد ،قاهره ،دمشق و دیگر پایتختهای مسلمان مدارس پزشکی و بیمارستان بر پا کردند. پیشگامان پزشکی عربی ایرانیان بودند. ابوبکر ملقب به رازی(925-865 میلادی) و ابو علی سینا( 1307میلادی) از این گروهند. رازی رئیس یک بیمارستان بزرگ در بغداد بود.

 در قرون وسطی ،اولین تیمارستان یا پناهگاه  ویژه بیماران روانی  در دنیا توسط مسلمانان تاسیس گردید و در آن  به مرقبت از بیماران روانی  می پرداختند و با روشهای ویژه ای نیز آنان را درمان می کردند. در ایران قبل از  اسلام ، قدیمیترین سابقه  از بیمارستان را در حوزه "دانشگاه جندی شاپور " مشاهده می کنیم. در این دوران که مقارن با سلطنت شاپور اول(سال 238 ق.م) است مورخین  از بیمارستان جندی شاپور نام می برند. که پزشکان زیادی را در استخدام داشته است.این بیمارستان بعدها مبدل  به یکی از مراکز طب اسلامی گردید و تا اواخر  قرن سوم  هجری به فعالیت خود  ادامه داد و بر خلاف بیمارستانهای  اروپا فعالیتهای آن منحصر به  نگهداری  از بیماران نبود و جنبه درمانی آن اهمیت داشت.شهر جندی شاپور که  شهرت خود را  مدیون مدرسه پزشکی  و بیمارستان موجود در آن  بود بدست خسرو اول ساسانی  پایه ریزی شده بود. او استادانی را از  یونان  برای کار در مدرسه  و بیمارستان فرا خوانده بود. بعدها بیمارستان جندی شاپور اهمیت خود را  متدرجا" از دست داد. و با تاسیس  بیمارستانی در بغداد پزشکان به آن شهر کشیده شدند. از این پس مهمترین حوزه  بیمارستانی  که درحدود قرن سوم هجری  در ایران تاسیس شد" بیمارستان ری" می باشد که توسط محمد زکریا رازی  به منظور درمان  بیماران و آموزش پزشکی  تاسیس گردید.دردوران آشفته  سده های میانی،مسیحیت تاثیر سودمندی بر پزشکی داشت. گسترش مسیحیت منجر به تاسیس  بیمارستانها شد . در ابتدا این بیمارستانها  بیشتر به درمان مشکلات روحی بیماران می پرداختند تامشکلات جسمی.نخستین بیمارستان  در انگلستان در  سال 1973 در شهر Yorkبنا شد. با رشد پزشکی در  کشورهای اسلامی  زنجیره ای از  بیمارستانها  از ایران تا اسپانیا تاسیس شده بود و بیش از60 بیمارستان در بغداد و 33 بیمارستان در قاهره  ساخته شد. برخی از بیمارستانها  مانند بیمارستان المنصور قاهره-  برای بیماران  مختلف بخشهای جداگانه،بخشهای زنان و مردان، دوشها  و چشمه های آب برای خنک کردن بیماران تب دار،کتابخانه،نقال  و موسیقی  دان برای اشخاصی دچار بیخوابی داشتند.در سرزمینهای اسلامی  به روایت " دکتر محمود نجم آبادی" در ابتدا در صدر اسلام ، به هنگام جنگها محل خاصی برای نگهداری  مجروحین اختصاص داده شدو پس از آن  اولین بیمارستان (دارالمرضی) در دوره "ولید بن عبدالملک" ششمین خلیفه اموی (سال 86 هجری) در شهر دمشق ایجاد شدکه فعالیت آن  محدود به نگهداری معلولین و جذامیان بود. در قرن پنجم هجری  " حکیم ناصر خسرو " به هنگام دیدار از  شهر " بیت المقدس" مینویسد:" و بیت المقدس  را  بیمارستانی نیک است و وقف بسیار دارد  و خلق بسیار را دارو  و شربت دهنده، وطبیبان باشند که ازوقف مرسوم ستانند". ایجاد بیمارستان  به سبک  بیمارستانهایی که در کشورهای اروپایی وجود داشت . در ایران  در دوره "ناصر الذین شاه قاجار" آغاز شده است. در سال 1290 قمری  بیمارستانی به نام "مریضخانه دولتی" به ریاست " ناظم الاطبا" پزشک مخصوص شاه  در تهران تاسیس شد که در سال 1319 به نام  "بیمارستان سینا تغییر نام داد.در سال 1298که اداره  بیمارستان مذکور  به عهده چند پزشک انگلیسی واگذار شد،یکی از آنان یعنی "نلیگان" درگزارش خود بیمارستان را  اینگونه توصیف کرد:" بنای  ساختمان کهنه،غیر مناسب،بدون جریان هوای کافی وبدون روشنایی کافی بوده  و وضع بهداشتی آن بسیار بد است. تمام قسمتها محتاج تعمیرات اساسی می باشد. وسایل کار به هیچ وجه کافینیست. برای زنان بخش جداگانه ای وجود ندارد، از بخش جداسازی خبری نیست، برای بیماریهای  مختلف بخشهای  اختصاصی در نظر گرفته نشده است، رختشویخانه وجود ندارد و حمام  درست کار نمی کند، بیمارستان آزمایشگاه و محل  نگهداری موقت اجساد ندارد،پرستاران نه تنها آموزش ندیده اند، بلکه در وضعی هم نیستند  که بشود این کار را انجام دادو تازه بیمارستان مقروض هم هست".